( دارم می‏روم … ) حکایتی خواندنی از دکتر عبدالهادی محسنی

مرحوم هجرتی که خدایش روح با عظمت او را به فراتر از تصور ما متنعم گرداند دو ویژگی خاص داشت؛ او افتخار می کرد که بچه روستا است و عملا نشان داده بود که مدال به گردن آویخته “بچه‏ ی روستا” خود را با هیچ عنوان و لقب دیگری جایگزین نمی کند. دوم اینکه علی‏ رغم علاقه ‏ی شدید به روستایی که در آن متولد شده بود و به شهر مقدس مشهد، خود را در بند خاک خاص و شناسنامه‏ ی کشور خاص نمی دانست. علاقه داشت تمام سرزمین های کشورهای اسلامی را تحت حکومت و ملت واحدی ببیند. می گفت قبل از اینکه جسمم وارد خاک افغانستان شود، در عالم روحانی به آن سرزمین سفر کرده و تدریس نموده ام.

بنده از نزدیک شاهد آن بودم که در راه افتتاح و آغاز به کار دانشگاه آزاد در کابل، او در کابل  و تهران متحمل چه رنج ها و مشقت هایی که نشد. تا پای مایه گذاشتن از آبروی خود برای فراهم کردن کادر تدریس که بیشترشان پروازی هستند، پیش می رفت. اهل سیاست بازی و نظر اندازی به افق دور برای مسایل شخصی خود نبود. او عقیده داشت اگر دانشگاهی که او به دنبال تقویت آن بود بتواند دو جامعه‏ ی دانشگاهی افغانستان و ایران را به هم نزدیک کند، او به آرزوی خود رسیده است. در نظر داشت در صورت امکان شعبات دانشگاه آزاد را در همین راستا درسایر ولایات افغانستان هم گسترش دهد و با شناختی که از آن عزیز به لقاا… رفته داشتم به فعل رساندن این مهم از او بعید نبود.

ولی افسوس که این سرباز خستگی ناپذیر عرصه‏ ی علم  و دانش ما را دیگر لایق همراه بودن با خود ندید و برای تداوم انبوهی از کارهای باقی مانده، ما را در معرض امتحان و آن هم در شرایطی قرار داد که شجاعت، صداقت، پشتکار و توکل او را خوب رصد نکرده بودیم. خدایش او را با ابرار خودش، هم ردیف گرداند. نمی دانم چرا ما گوش سنگین ها حرف های ملکوتی بندگان خالص او را خوب متوجه نمی شویم. همان‏گونه که قبلا یادآوری شد با استاد گران‏مایه‏ شادروان دکتر هجرتی در فرودگاه مشهد آشنا شدم و عجیب آنکه همین دو سه هفته‏ ی قبل که نمی دانستم دیدار آخر است او را در فرودگاه کابل دیدم. بعد از احوال پرسی از ایشان پرسیدم که جناب دکتر آمده ای یا می‏روی؟ لبخندی زد و گفت – دارم می‏روم – و این جمله را به گونه ای با کنایه و رمز و تبسم ادا کرد که سابقه نداشت. او برای خداحافظی با خانواده، دوستان و مولایش علی ابن موسی الرضا (ع) به مشهد مقدس آمد و بسیار زود به لقاء معبودش شتافت. نام و خدمات و باقیات صالحات مرحوم دکتر هجرتی با هجرت او محجور نخواهد شد. علاوه بر آثار قلمی بجا مانده از آن عالم و استاد جلیل ‏القدر ساختمان دانشگاه آزاد واحد گناباد و گره خوردن نام دانشگاه آزاد واحد کابل با نام آن مرحوم مغفور یادگارهایی اند که نه تنها فرزندان ایران زمین که فرزندان سرزمین کفر ستیز افغانستان نیز از آنها به عظمت یاد نموده و پاس‏شان خواهند داشت.

یاد آن استاد فرهیخته که همانند شمع و عود سوخت و فضای جهل و تاریکی ما را روشن و معطر کرد، گرامی باد …

دکتر عبدالهادی محسنی

روزنامه سخن جدید، کابل، شماره 226، سال چهارم، چهار شنبه 14 دی 1390، 4 ژوئن  2012 میلادی، ص 1 و 2.

درباره ی میثم هجرتی

همچنین ببینید

تاريخچه آموزش و پرورش نوين گناباد

در گناباد مدراس قديمي و تاريخي زيادي وجود داشته و قدمت برخي از آنها به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *