چکیده مقاله:
برنامهریزی به مفهوم عام آن “استفاده مطلوب از امکانات موجود” نیاز به اطلاعات کامل و مستند از عوامل و امکانات بالفعل و بالقوه دارد. برنامهریزی ناحیهای نیز خارج از این قاعده نیست. برنامهریزی ناحیهای با هدف عمران یا آمایش سرزمین، عبارتست از مجموعه تدابیر فنی، اقتصادی و اجتماعی که بمنظور استفاده بهینه، وسیع و منطقی از فضای جغرافیایی ناحیه اعمال میشود. عمران ناحیهای با ویژگی های طبیعی محیط، با شکل ناهمواری ها، جنس خاک، آب و هوا، جریان آب ها، رویش گیاهی و زیست حیوانی و منابع معدنی در ارتباط است. علاوه بر آن، چون هدف هر نوع برنامهریزی انسان است ، بنابراین مطالعه ویژگیهای انسانی هر ناحیه اعم از تعداد، تراکم، نسبت سنی و جنسی، وضعیت اشتغال، سواد، حرکات جمعیت و غیره و ویژگیهای اقتصادی ناحیه به عنوان یک ضرورت مسلم مطرح است. اما در برنامهریزی علاوه بر مطالعه وضع موجود که با گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن انجام میگیرد تبیین وضع مطلوب نیز باید صورت گیرد. آنچه در این رساله آمده، بررسی توانهای محیطی “طبیعی، انسانی و اقتصادی” بخش مرکزی شهرستان گناباد در مرکز استان خراسان، به عنوان یک ناحیه جغرافیایی و ارائه راهحل های استفاده بهینه از این “توانها با آنجا که به نظر نگارنده میرسیده” میباشد. البته کار جغرافیدان و جغرافی خوان تلفیق دادهها و کشف روابط بین عوامل مختلف به منظور بهرهبرداری صحیح است و نه مطالعه عمقی از هر یک از فاکتورهای طبیعی یا انسانی، که در این مطالعه نیز این مسئله مورد توجه بوده است. از مطالعه این ناحیه نتایج زیر در رابطه با برنامهریزی ناحیهای و توسعه حاصل شده است :
1 – در کوتاه مدت میبایستی امکانات بالقوه بخش کشاورزی به فعل درآید و استفاده از امکانات آب و خاک در اولویت میباشد.
2 – در میان مدت تقویت بخش صنعت و معدن، مخصوصا استفاده از معادن نسبتا غنی منطقه و سرمایهگذاری در صنایع متکی بر منابع محلی توصیه میشود.
3 – در دراز مدت علاوه بر توجه بیشتر به تربیت نیروی انسانی کار آزموده و تربیت نیروهای متخصص در صنعت و خدمات لازم میآید.
4 – در زمینه توسعه روستایی باید سکونتگاه های مرکزی انتخاب و تجهیز گردد تا مهاجرت روستائیان به شهرها تعدیل شود.
محمدحسن هجرتی – استاد راهنما : عزت الله مافی
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری – دانشگاه فردوسی مشهد
زنده یاد دکتر محمد حسن هجرتی